مرتضى مطهرى
119
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يقينى داريم و حاجت به ذكر نيست . 2 . قياسى كه بتواند طرف را وادار به تسليم كند بايد از موادى تشكيل شود كه مقبول طرف است ، اعمّ از آنكه يقينى باشد يا نباشد ، مقبول عموم باشد يا نباشد . اين نوع قياس را « جدل » مىخوانند ؛ مانند اين كه شخصى اقوال يك حكيم يا فقيه را قبول دارد ، به استناد قول اين حكيم يا فقيه كه مورد قبول آن شخص است او را محكوم مىكنيم در صورتى كه خود ما ممكن است قول آن حكيم يا فقيه يا مطالب مورد اعتراف او را قبول نداشته باشيم . امثلهء فراوانى براى اين مطالب مىتوان ذكر كرد . ما به ذكر يك داستان كه مشتمل بر مثالى است مىپردازيم . در مجلس مباحثهاى كه مأمون براى علماى مذاهب و اديان تشكيل داده بود و حضرت رضا ( ع ) نمايندهء مسلمانان بود ، بين حضرت رضا و عالم مسيحى دربارهء الوهيّت يا عبوديّت عيسى ( ع ) بحث درگرفت . عالم مسيحى براى عيسى مقام الوهيت و فوق بشرى قائل بود . حضرت رضا ( ع ) فرمود : « عيسى مسيح همه چيزش خوب بود جز يك چيز و آن اين كه بر خلاف ساير پيامبران به عبادت علاقهاى نداشت ! » عالم مسيحى گفت : « از تو اينچنين سخن عجيب است ، او از همهء مردم عابدتر بود » . همين كه حضرت رضا اعتراف عبادت عيسى را از عالم مسيحى گرفت ، فرمود : « عيسى چه كسى را عبادت مىكرد ؟ » آيا عبادت دليل عبوديّت نيست ؟ آيا عبوديّت دليل عدم الوهيّت نيست ؟ به اين ترتيب حضرت رضا با استفاده از امرى كه مقبول طرف بود ( البته مقبول خود امام هم بود ) او را محكوم كرد . 3 . قياسى كه هدف از آن اقناع ذهن طرف و ايجاد يك تصديق است ولو ظنّى باشد و منظور اصلى وادار ساختن طرف به سوى كارى يا بازداشتن او از كارى باشد « خطابه » ناميده مىشود . در خطابه بايد از موادى استفاده شود كه حداقل ايجاد ظنّ و گمان در طرف بنمايد ؛ مانند اينكه مىگوييم : « دروغگو رسواى خلق است » ، « آدم ترسو محروم و ناموفق است » . 4 . قياسى كه هدف آن صرفاً جامهء زيباى خيالى پوشاندن [ به مطلوب ] باشد « شعر » ناميده مىشود . تشبيهات ، استعارات ، مَجازات همه از اين قبيل است . شعر مستقيماً با خيال سر و كار دارد و چون ميان تصورات و احساسات رابطه است ، يعنى هر تصورى به دنبال خود احساس را بيدار مىكند ، شعر از اين راه احساسات را در اختيار